loading...

🌟 مــــدح عـشـق 🌟

حضرت امام سجاد (ع) شهادت

شعر روضه امام سجاد علیه السلام

کربلایی بازدید : 224 نظرات (0)

غزل مصیبت

@madhe14

دیدم به چشم خویش غمی ناشنیده را

در یک غروب سرخ بلای عدیده را

با ناله ام زمین زمان گریه می کتد

از مادر ارث برده ام این اشک دیده را

من با همین لبان خودم نیمه های شب

بوسه زدم گلوی بریده بریده را

یعقوبم و بدست خودم بین بوریا

چیدم به گریه یوسف پیکر دریده را

یادم نمی رود که چگونه مقابلم

بستند دست عمۀ قامت خمیده را

یادم نمی رود سر شب لحظۀ فرار

فریادهای دختر گیسو کشیده را

@madhe14

هنگام جابه جائی سر روی نیزه ها

دیدم شکاف هنجر و خون چکیده را

لعنت به آنکه مرکب خود نعل تازه زد

دیدم سپاه روی بدن ها دویده را

یک تار موی عمۀ ما را کسی ندید

پوشانده بود نور حسین این حمیده را

بزم شراب و تشت طلا جای خود ولی

خون کرده صحنه ای دل مهنت کشیده را

دشمن کنیز خواست و دیدم به چشم خویش

طفل یتیم و وحشت و رنگِ پریده را

#قاسم_نعمتی 

#امام_سجاد علیه السلام 

@madhe14

هر گاه دید کاسه ای از آب گریه کرد_ شعر روضه امام سجاد علیه السلام

کربلایی بازدید : 152 نظرات (0)

روضه ای حضرت زین العابدین علیه السلام *

هرگاه دیدکاسه ای ازآب گریه کرد

هرجانشست بادل بی تاب گریه کرد

درنیمه شب دورزچشمان خاص وعام

درخلوت شبانه ی مهتاب گریه کرد

سجاده می گشودبرای نمازعشق

وقت نمازگوشه ی محراب گریه کرد

قران به نیزه دیدمگر،تازهوش رفت؟

بایادنیزه وسرارباب گریه کرد

تاطفل شیرخواره دیدبه دامان مادری

برناله ی رباب وکودک بی خواب گریه کرد

یادسرعموکه ز،نی خوردبرزمین

درزیردست وپای دشمن ناباب گریه کرد

بایاد شام کنج خرابه چه هاکشید

یادرقیه کردوسرباب گریه کرد

اثارتازیانه وقل وزنجیربرتنش

امابه حال تک تک اسحاب گریه کرد

بزم شراب رفت ودل اوکباب شد

تاخوردخیزران به لب باب گریه کرد

تاباستان نوشت زقحطی آّب باز

همراباقلم چودره ناب گریه کرد

غزل شهادت امام سجادعلیه السلام

کربلایی حاج محمدباستان

@madhe14

حضرت امام سجادع - مرثیه

کربلایی بازدید : 104 نظرات (0)

🌹مـــدح عــشــق🌹, [۲۱.۱۰.۱۶ ۱۶:۵۶]

#حضرت_زین_العابدین_علیه‌السلام

@madhe14

السلام ای زین عابدهای حق کردگار

از نوای ادعیه بر دین رساندی اعتبار

 

از وجود گریه‌ها و ناله‌های پاک توست

قطره‌های اشک ما گر می‌نشیند بر عذار

 

آمده در وصف تو هم با دلیل و بی دلیل

گریه می‌کردی تمام عمر خود را زار زار

 

ماند بر قلبت همیشه حسرت رزم و نبرد

هرچه باشد بوده‌ای از وارثان ذوالفقار

@madhe14

آمدی بهر نماز دفن بابایت حسین

آمدی مخفی و تنها روی یک مرکب سوار

 

آمدی و خود نوشتی با سرِ انگشت خویش

یا حسین بن علی کو خفته در خاک مزار

 

لحظه‌ای که پیش بابایت رسیدی یحتمل

یادت افتادست شب‌های علیکنْ بالفرار

 

یادت افتاد آن شب تلخ پریشان حرم

یادت افتد یک طرف زجر و یتیمی در کنار

@madhe14

یادت افتد آن دو طفلی که همان شب گم شدند

دست‌هاشان را به هم..‌. دق کرده زیر بوته خار

 

یادت افتد عمه زینب را چگونه می‌زدند

یک سپاه از مرد نامحرم وَ زینب بی‌قرار

 

صحبت از جمع غنائم بود و ای واویلتا

صحبت از سوغات و خلخال و طلای یادگار

 

پیرمردی می‌دوید او در پی یک طفل خرد

تا به مقصودش رسید او ضربه زد با افتخار

 

دیده‌ای با چشم خونبارت هزاران روضه را

می‌شکست از تو دمادم هم غرور و هم وقار

 

نیست اما در مصیبت‌های تو بدتر ز شام

اف به این دنیا و نفرین بر تمام روزگار

 

سبّ و دشنام و هزاران تهمتی که بر تو خورد

زخم بر قلبت زده آن رقص و آن داد و هوار

 

غیرت‌اللهی و با چشم خودت دیدی چنین

چشم‌های خیره و رقاصه‌هایی در گذار

@madhe14

فکر و ذکرت در میان کوچه‌ها این نکته بود

«فاصله افتد میان ما و مرد نیزه‌دار»

 

گوئیا جامانده خاکستر به پشت گردنت

موت را سوزانده بدجوری به شعله آن شرار

 

دست‌هایت بسته بود و جای زخم جامعه

جای وامی‌کرد و می‌شد بیش‌تر بی‌اختیار

 

قاتل جان تو که این زهر آتش‌گونه نیست

قاتلت آن شام بود و صحنه‌هایی ناگوار

 

#حسین_کریمی

#امام_سجاد علیه السلام

Telegram.me/madhe14

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 54
  • کل نظرات : 2
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 35
  • باردید دیروز : 99
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 9
  • بازدید هفته : 329
  • بازدید ماه : 2,109
  • بازدید سال : 22,012
  • بازدید کلی : 122,484